| ❓ سوال / دغدغه اصلی | 🧭 مسیر پیشنهادی (واقعبینانه) | 📌 کانالهای عملی با مثال | ✅ مزیت | ⚠️ ریسکها و هزینه پنهان | ⛔ چی کار نکنه | 🎯 مناسب چه کسی |
|---|---|---|---|---|---|---|
| ⚡ سریعترین راه گرفتن پروژه سئو چیه؟ | پروژههای کوچک و مشخص بگیر، پکیج ساده بده، خروجی قابل اندازهگیری تعریف کن و بعد سراغ پروژههای بزرگتر برو | 👥 شبکه نزدیک + 💼 سایتهای فریلنسری (پونیشا، کارلنسر) + 🧾 پیام مستقیم به کسبوکارهای محلی | ورود سریع به بازار و گرفتن تجربه واقعی مذاکره و اجرا | کارفرمای قیمتمحور، فشار زمانی، توقعات مبهم | وعده رتبه یک نده، پروژه سنگین با قیمت پایین نگیر، همزمان چند پروژه بیبرنامه قبول نکن | کسی که میخواد سریع وارد بازار بشه |
| 🧱 بدون نمونهکار چطور پروژه بگیریم؟ | یک کیس قابل نمایش بساز و مستندش کن، بعد با همون کیس پرزنت کن | 🧪 پروژه شخصی + 🤝 پروژه کوچک برای آشناها + 📝 گزارش قبل/بعد و اسکرینشاتها | اعتماد واقعی میسازی، نه اعتماد کلامی | زمانبره و بدون مستندسازی، خروجی دیده نمیشه | رزومه فیک نساز، ادعای پروژه بزرگ نکن، فقط چیزی رو بگو که میتونی نشون بدی | کسی که تازه شروع کرده و رزومه نداره |
| 🗺️ پروژه سئو از کجا پیدا کنیم؟ | چند کانال محدود انتخاب کن و مداوم همونها رو برو، پراکندهکاری نکن | 🔗 لینکدین (کیس و تجربه) + 🌐 سایت شخصی + 📣 تلگرام + 💼 فریلنسری برای شروع | سیستم جذب میسازی و وابسته به شانس نمیمونی | نیاز به استمرار داره و نتیجه فوری نیست | همهجا با یک مدل محتوا نرو، پیام کپی نفرست، هر پروژهای رو صرفاً به خاطر پول نگیر | کسی که دنبال مسیر پایدار و قابل تکراره |
| 🚫 چی کار نکنیم که پروژه گرفتن خراب نشه؟ | مرز تعهدات رو شفاف کن و روی مسیر و نتیجه حرف بزن، نه اصطلاحات | 📨 پیام اول اختصاصی + 📄 پروپوزال کوتاه + 📊 KPI واقعی و قابل توضیح | حرفهایتر دیده میشی و ریجکت کمتر میخوری | بعضی کارفرماها حذف میشن که معمولاً به نفعته | قول تضمینی نده، قیمت رو از ترس نشکن، با اصطلاحات پز نده | کسی که مذاکرههاش به نتیجه نمیرسه |
| ⏳ مسیر کوتاهمدت درآمد یا بلندمدت اعتبار؟ | کوتاهمدت برای تجربه و پول، بلندمدت برای ورودی و قدرت مذاکره؛ ترکیبی جلو برو | کوتاهمدت: 💼 فریلنسری + 👥 شبکه نزدیک بلندمدت: 🌐 پروژه شخصی + 🔗 لینکدین + 📣 تلگرام |
هم پول میسازی هم آینده حرفهای | افراط در هر کدوم میتونه مسیر رو خراب کنه | یا همه چیز رو فدای سرعت نکن، یا همه چیز رو فدای کمالگرایی | کسی که میخواد رشد پایدار داشته باشه |

متنی که در حال مطالعه آن هستید، توسط خود من، علیرضا ادیبنیا، نوشته شده و برخلاف بسیاری از مقالات آماده و بازنویسیشده، حاصل تجربه شخصی و مواجهه مستقیم با پروژهها و آموزشهای واقعی است. به همین دلیل میتواند برای شما ارزش عملی بالایی داشته باشد و پیشنهاد میکنم آن را با دقت مطالعه کنید.
موضوع این مقاله یکی از پرتکرارترین پرسشهایی است که چه در جلسات تدریس حضوری سئو و چه در آموزش وردپرس، بارها از من مطرح میشود. پرسشی که پاسخ دادن به آن ساده نیست و در زمره همان سؤالاتی قرار میگیرد که پاسخ نهاییاش اغلب به شرایط، هدف و بستر هر پروژه بستگی دارد.
پروژه گرفتن در سئو قبل از اینکه به ابزار و تکنیک وابسته باشد، به ترکیبی از سه چیز وابسته است:
- اینکه واقعاً چه ارزشی میتوانید خلق کنید
- چقدر میتوانید آن ارزش را درست و قابلاعتماد ارائه کنید
- و چقدر در معرض دیده شدن قرار میگیرید.
بسیاری از افراد سالها آموزش میبینند و حتی با ریزترین وظایف متخصص سئو آشنا هستند، اما پروژه نمیگیرند، چون یا «اعتماد به نفس و خودباوری حرفهای» ندارند، یا نمیتوانند خدماتشان را درست پرزنت کنند، یا اصلاً در هیچ کانالی حضور پایدار ندارند. در این مقاله دقیقاً همین سه محور را با مثالهای عملی و مسیرهای قابل اجرا توضیح میدهم، هم برای کسی که تازه میخواهد اولین پروژهاش را بگیرد و هم برای کسی که تجربه دارد و میخواهد تعداد و کیفیت پروژهها را بالا ببرد.
رویا فروشی را باور نکنید
در مسیر پروژه گرفتن سئو، یکی از بزرگترین دامها نه کمبود مهارت فنی است و نه نبود ابزار؛ «رویافروشی» است. وعدههایی که ظاهر جذاب دارند، اما در عمل یا نیمهدروغاند یا کاملاً گمراهکننده.
یکی از شعارهای محبوب، «درآمد میلیونی سریع از سئو» است. بله، سئو میتواند درآمد بالا بسازد، اما نه سریع و نه بدون مسیر. واقعیت این است که اغلب سئوکارهایی که امروز پروژههای خوب دارند و توانستهاند هزینه سئو و دستمزد خود را به استانداردهای بالا برسانند، از دورههایی عبور کردهاند که پروژههای کوچک، قیمتهای نهچندان جذاب، آزمونوخطا و حتی ضرر را تجربه کردهاند. تفاوت اصلی این افراد در این است که در همان سالهای ابتدایی، روی یادگیری عمیق سرمایهگذاری کردهاند؛ از آموزشهای اصولی گرفته تا مطالعهی منابع مرجع و بهترین کتاب های سئو که نگاه آنها را از اجرای سطحی به درک استراتژیک سئو تغییر داده است.
ساخت اعتبار حرفهای، شبکه ارتباطی و قدرت مذاکره، فرآیند است، نه ترفند. وعده درآمد سریع معمولاً فقط باعث ناامیدی کسانی میشود که بعد از چند ماه نتیجه غیرواقعی، فکر میکنند «سئو به درد نمیخورد»، در حالی که مشکل از تصویر غلط شروع مسیر بوده است.
و مورد بعدی، نسخههای تککاناله مثل «فقط با لینکدین پروژه بگیر». لینکدین میتواند کانال خوبی باشد، اما نه جادویی و نه برای همه. پروژه گرفتن نتیجه ترکیب دیدهشدن، اعتمادسازی و زمانبندی درست است. تمرکز وسواسگونه روی یک پلتفرم، بدون درک نوع مخاطب، مدل تصمیمگیری کارفرما و مهارت پرزنت، معمولاً به فرسودگی ختم میشود. بعضیها از سایت شخصی پروژه میگیرند، بعضی از معرفی، بعضی از پروژه شخصی، بعضی از شبکه نزدیک. حرفهای شدن یعنی ساختن چند مسیر همزمان، نه شرطبندی روی یک ابزار.
اگر بخواهیم واقعبین باشیم، سئو نه میانبُر دارد و نه فرمول جادویی. پروژه گرفتن در این حوزه نتیجهی انباشته شدن تجربه، اعتماد، ارتباط و ارائه درست ارزش است.
دو حالت اصلی در پروژه گرفتن سئو
عملاً شما در یکی از این دو حالت قرار میگیرید:
- یا کارفرما به شما مراجعه میکند و درخواست خدمات میدهد
- یا شما به کارفرما مراجعه میکنید و خدمات خودتان را پیشنهاد میکنید.
تفاوت این دو حالت فقط یک تفاوت روانی نیست؛ تفاوت «قدرت مذاکره» است. وقتی کارفرما به شما مراجعه میکند، دست شما در قیمتگذاری، شرایط همکاری، حدود تعهدات، نحوه گزارشدهی و حتی انتخاب پروژه بازتر است.
وقتی شما به دنبال کارفرما میروید، معمولاً باید بیشتر توضیح بدهید، بیشتر اعتمادسازی کنید و طبیعتاً احتمال چانهزنی و فشار روی قیمت بالاتر میرود. هدف حرفهایتر شدن این است که سهم بیشتری از پروژهها را در حالت اول جذب کنید، نه اینکه همیشه از موضع درخواست وارد شوید.
رمز موفقیت در پروژه گرفتن: ارتباطات، اما از نوع حرفهای
اینکه شما به طور مستمر در معرض آدمهای مرتبط قرار بگیرید، بتوانید مسئلهشان را بفهمید، ارزش سئو را ساده و روشن توضیح دهید، و در زمان درست، پیشنهاد قابلاجرا ارائه کنید. این نوع ارتباطات نه لزوماً هزینهبر است و نه الزاماً به آدمهای خیلی خاص نیاز دارد، اما نیازمند حضور، استمرار و توانایی گفتگو است.
سافت اسکیلها، اکثر سئوکارها جدی نمیگیرند
در تجربه من، بعد از یک سطح مشخص از مهارت فنی، تفاوت اصلی بین کسی که پروژههای بهتر میگیرد و کسی که درجا میزند، معمولاً در «سافت اسکیل» است. منظور از سافت اسکیل همان چیزهایی است که در عمل تعیین میکند کارفرما به شما اعتماد کند یا نه: اعتماد به نفس واقعی، خودباوری حرفهای، توان مذاکره، توان پرزنت کردن ارزش، و جرئت خروج از منطقه امن.
اعتماد به نفس واقعی از هوا ساخته نمیشود. مثل یک دیوار است که آجرهایش را تجربه، حل مسئله، نمونهکار، و نتیجه میسازد. با چند ساعت آموزش یا چند وبینار نمیشود انتظار داشت پروژههای بزرگ و گرانقیمت بگیرید و همزمان پرزنت هم قوی باشد. حتی در موضوعات فنیای که برای خیلیها سؤالبرانگیز است مثلاً این که آیا سئو نیاز به کدنویسی دارد کسی که تجربه و درک درست دارد، میتواند موضوع را شفاف، ساده و قابلاعتماد برای کارفرما توضیح دهد و همین شفافیت، بخشی از اعتمادسازی است.
از طرف دیگر، خودباوری یعنی شما واقعاً درونی باور کنید که خدمات شما ارزش دارد و میتواند برای یک کسبوکار سود بسازد. وقتی این باور درونی نباشد، حتی اگر مهارت فنی هم داشته باشید، معمولاً یا قیمت را پایین میبندید، یا از مذاکره میترسید، یا به محض اولین چالش عقب مینشینید.
رشد شخصیتی و حرفهای یکشبه نیست و نسخه سریع ندارد. اما اثرش در پروژه گرفتن کاملاً واقعی است. هر چقدر ارزش واقعی مهارت خودتان را بهتر بسازید و بهتر ارائه کنید، کیفیت کارفرما و سطح درآمد هم معمولاً بهتر میشود.
کانال جذب پروژه سئو
پروژه گرفتن در سئو چند کانال اصلی دارد. هیچکدام به تنهایی معجزه نیستند و نتیجه گرفتن از هر کدام، به استمرار و کیفیت اجرا وابسته است.
پروژه گرفتن از دوستان، آشناها و شبکه نزدیک
این کانال ساده است و برای شروع میتواند سریع باشد، اما باید هوشمندانه عمل کنید. همه افراد برای سئو مشتری مناسب نیستند. دو فیلتر ساده داشته باشید: کسبوکار طرف واقعاً به فروش یا جذب مشتری از آنلاین وابسته باشد، و توان پرداخت هزینه منطقی سئو را داشته باشد. بعد از آن باید بتوانید سئو را ساده و اقتصادی توضیح دهید.
یعنی به جای تعریفهای سنگین، با چند مثال شفاف و عدد و منطق، نشان دهید این سرمایهگذاری چه بازگشتی میتواند داشته باشد. اگر کسبوکار هنوز سایت ندارد، گاهی این فرصت حتی بزرگتر است چون میتوانید در شروع مسیر، هم طراحی سایت و هم مسیر رشد سئو را استانداردتر پیش ببرید و در کنار آن، با اقدام های ساده اما پربازدهای مثل ثبت لوکیشن در گوگل مپ، سریعتر در نتایج محلی دیده شد و تماسهای واقعی جذب کرد.
ساختن ردپا در فضای آنلاین
اگر کسی شما را جایی نبیند، نباید انتظار داشته باشید به شما اعتماد کند. حضور آنلاین الزاماً به معنی فعالیت شدید در یک شبکه خاص نیست. مسئله این است که شما در یک یا چند بستر قابل اتکا، ردپای حرفهای بسازید و آن را ادامه دهید.
تجربه من این است که وبسایت شخصی، یوتیوب، کانال تلگرام و لینکدین، در بلندمدت فضای «حرفهایتر و ماندگارتر» میسازند. اینستاگرام میتواند برای برخی حوزهها و برای دیده شدن سریعتر مفید باشد، اما نوع مخاطب، سطح حوصله و شکل مصرف محتوا در آن معمولاً آموزشی عمیق و تصمیمهای جدی کسبوکار را سختتر میکند. این به معنی نفی اینستاگرام نیست؛ به معنی این است که باید بدانید کجا هستید و برای چه مخاطبی محتوا میسازید.
یک نکته مهم این است که انتشار یک محتوا در همه جا با یک فرم واحد معمولاً جواب نمیدهد. هر پلتفرم زبان و مخاطب خودش را دارد. اگر این تفاوت را نادیده بگیرید، هم انرژی شما هدر میرود و هم نتیجهای که باید نمیگیرید.
سایتهای فریلنسری
سایتهای فریلنسری میتوانند برای شروع، مخصوصاً برای ساخت نمونهکار و گرفتن تجربه مذاکره و اجرای پروژه، مفید باشند. در بازار ایران معمولاً دو گزینه شناختهشدهتر هستند: پونیشا و کارلنسر. تجربه من این است که فرآیندها و سختگیریها و فضای رقابتی در این پلتفرمها متفاوت است، و شما باید ببینید با کدام بهتر جلو میروید.
اما باید واقعیت را شفاف گفت: اغلب پروژههای این پلتفرمها قیمتمحور هستند و کارفرماها معمولاً به دنبال عدد پایینتر میگردند، در حالی که همزمان انتظار خروجی باکیفیت دارند. همچنین ساختار پرداخت و واسطهگری پلتفرمها میتواند روی زمان دریافت پول و میزان کنترل شما اثر بگذارد. با این حال، یک مزیت بزرگ دارند: شما میتوانید از دل همین همکاریهای اولیه، رابطه بلندمدت بسازید و بعد از مدتی، پروژهها را از مسیرهای مستقیمتر ادامه دهید.
اگر سطح کار شما بالا رفته و ارزش خدماتتان از اعداد رایج در این پلتفرمها بیشتر است، منطقی است سهم این کانال را کمتر کنید و انرژی را روی کانالهایی بگذارید که کارفرما به شما مراجعه کند، نه اینکه شما در صف پیشنهادها بجنگید.
پروژه شخصی
اگر قرار باشد فقط یک کانال را به عنوان سرمایهگذاری بلندمدت پیشنهاد کنم، پروژه شخصی است. پروژه شخصی فقط برای پول نیست؛ برای تجربه، پرستیژ، تست کردن ایدهها و ساختن نمونهکار واقعی است. شما در پروژه شخصی بدون فشار کارفرما میتوانید چیدمان سایت، محتوا، سئو تکنیکال، و حتی آزمایشهای رشد را اجرا کنید و با اطمینان درباره نتایجش حرف بزنید. این دقیقاً همان چیزی است که در مذاکره، اعتماد میسازد.
از نظر هزینه هم الزاماً پروژه شخصی سنگین نیست. دامنه و هاست معمولی، یک قالب ساده، نصب چند مورد از بهترین افزونه های سئو وردپرس و مهمتر از همه زمان یا هزینه تولید محتوا، ستون اصلی است. حتی اگر در کوتاهمدت درآمد مستقیم هم نداشته باشد، در بلندمدت میتواند به جذب پروژه و اعتبار حرفهای کمک کند. برای کسی که هنوز پروژه نگرفته، پروژه شخصی میتواند همان نمونهکاری باشد که همیشه نداشتنِ آن مانع اعتماد کارفرما میشود.
چطور اولین پروژه را بگیرید، اگر هیچ رزومهای ندارید؟
اگر تازه شروع کردهاید، واقعبین باشید. کارفرما معمولاً اول دنبال نشانههای اعتماد است، نه ادعا. اگر نمونهکار ندارید، دو مسیر دارید. مسیر اول این است که از شبکه نزدیک یا آشناها یک پروژه کوچک بگیرید و آن را به شکل قابل ارائه مستندسازی کنید. مسیر دوم این است که پروژه شخصی بسازید و آن را مثل یک کیس واقعی جلو ببرید. نکته کلیدی این است که بعد از انجام کار، خروجی شما باید قابل نمایش باشد. یعنی فقط «گفتن» کافی نیست؛ باید بتوانید نشان دهید چه مسئلهای بوده، چه کاری کردهاید، و چه تغییری ایجاد شده است.
چطور پیشنهاد همکاری بدهیم که جدی گرفته شویم؟
در بسیاری از کانالها، مخصوصاً فریلنسری یا ارتباطات اولیه، پیام اول تعیینکننده است. پیام اول باید نشان دهد شما پروژه را خواندهاید، مسئله را فهمیدهاید، یک مسیر پیشنهادی دارید، و در عین حال وعده غیرواقعی نمیدهید. کارفرماها معمولاً خیلی سریع تشخیص میدهند پیام شما یک متن کپیشده برای دهها پروژه دیگر است یا واقعاً برای همین پروژه نوشته شده. تفاوت همینجاست که شما را انتخاب میکنند یا نه.
در پرزنت کردن هم اصل ماجرا این است که به جای نمایش اصطلاحات، نتیجه و مسیر را واضح کنید. سئو فقط «لینکسازی و تکنیکال و آنالیتیکس» نیست؛ کارفرما میخواهد بداند شما چگونه قرار است به رشد کمک کنید، چه گزارشهایی میدهید، چه چیزی را تعهد میکنید و چه چیزی را تعهد نمیکنید.
مدیریت زمان و انتخاب پروژه
یکی از چالشهای رایج، قبول کردن پروژههای زیاد و سپس کم آوردن زمان است. نتیجهاش این میشود که کیفیت افت میکند، استرس بالا میرود و در نهایت حس میکنید حتی از کارمندی هم بدتر شده است. از یک جایی به بعد باید پروژههای کمارزشتر را حذف کنید، تایم کاری مشخص داشته باشید، و اجازه ندهید هر پروژهای برنامه زندگی شما را به هم بریزد. فریلنسری قرار است آزادی بدهد، اما اگر مدیریت نشود، آزادی را میگیرد.
پیشنهاد عملی برای شروع، بدون تصمیمهای عجولانه
اگر شاغل هستید، فریلنسری را ناگهانی جایگزین نکنید. منطقیتر این است که پارهوقت شروع کنید، چند پروژه بگیرید، سیستم کاری خودتان را بسازید، و وقتی درآمد و ثبات به حد قابل اتکا رسید، تصمیم بزرگ را بگیرید. عجله در این مرحله یکی از دلایل شکستهای بیدلیل است.
سوالات متداول
- آیا لازمه حتماً تخصصی روی یک حوزه خاص سئو کار کنم تا پروژه بگیرم؟
نه در شروع. تمرکز بیشازحد روی نیچ وقتی هنوز پروژه نداری معمولاً سرعتت رو کم میکنه. اول باید «توان حل مسئله سئویی» و دلیوری درست رو ثابت کنی. بعد از چند پروژه، نیچ خودش از دل تجربه و بازار بهت تحمیل میشه، نه از تصمیم ذهنی.
- اگر کارفرما گفت نمونهکار مشابه حوزه من داری و نداشتم، چی بگم؟
راستش رو بگو، ولی با هوشمندی. بگو نمونه دقیق این حوزه رو نداشتی، اما مسئله سئویی مشابه حل کردی و مسیرت رو توضیح بده. کارفرما بیشتر دنبال فهم مسئله و منطق تصمیم توئه، نه اسم حوزه.
- آیا لازمه حتماً قرارداد رسمی داشته باشم؟
برای پروژههای کوچک شروع کار، توافق شفاف مکتوب کفایت میکنه. اما از یک سطح به بعد، نداشتن قرارداد یعنی ریسک مستقیم. قرارداد بیشتر از اینکه ابزار حقوقی باشه، ابزار شفافسازی انتظاراته.
- اگر کارفرما مدام قیمت رو میشکنه، مشکل از منه یا بازاره؟
معمولاً از پرزنت ارزشه، نه از بازار. وقتی نتونی دقیق بگی چی تحویل میدی و چی نه، قیمت تبدیل میشه به تنها معیار مذاکره. هر جا فقط روی عدد چونه میزنن، یعنی مسیرت شفاف نبوده.
- باید از همون اول روی برند شخصی کار کنم یا زوده؟
برند شخصی از روز اول شروع میشه، حتی اگر اسمش رو نذاری برند. هر پیام، هر پروژه، هر پرزنت، بخشی از برندته. لازم نیست محتوا انفجاری بسازی، ولی ردپای حرفهای باید از اول شکل بگیره.
- آیا بدون تولید محتوا هم میشه پروژه سئو گرفت؟
بله، ولی سختتر. محتوا یکی از سادهترین ابزارهای اعتمادسازیه. لازم نیست مقالههای بلند بنویسی؛ کیس کوتاه، تجربه واقعی یا حتی تحلیل پروژه هم محتواست.
- کارفرمایی که نتیجه فوری میخواد رو کلاً رد کنم؟
نه الزاماً. اول ببین منظورش از «فوری» چیه. اگه دنبال رشد مرحلهای و منطقیه، میشه هممسیر شد. اما اگر دنبال معجزه دوهفتهایه، رد کردنش معمولاً تصمیم حرفهایتریه.
- آیا کار رایگان یا خیلی ارزون برای شروع کار درسته؟
کار کاملاً رایگان معمولاً ارزش نمیسازه. اما پروژه کوچک با قیمت پایین و توافق مشخص، اگر قابل مستندسازی باشه، میتونه منطقی باشه. تفاوت این دوتا خیلی مهمه.
- از کجا بفهمم وقتشه پروژه بد رو حذف کنم؟
وقتی پروژه زمان زیادی میگیره، خروجی مشخص نداره، دائم استرس میده و مانع گرفتن پروژه بهتر میشه، معمولاً وقت خداحافظیه. موندن تو پروژه بد، هزینه پنهانه.
- اگر بین کارمندی و فریلنسری مرددم، کدوم رو انتخاب کنم؟
عجله نکن. فریلنسری موفق معمولاً از دل فریلنسری پارهوقت در کنار شغل شکل میگیره. وقتی سیستم، مشتری ثابت و ذهن آماده داشتی، تصمیم بزرگ معنا پیدا میکنه.
جمع بندی نهایی
پروژه گرفتن سئو بیشتر از آنکه مسابقه ابزار باشد، مسابقه اعتماد و استمرار است. اگر میخواهید پروژه بگیرید، باید هم ارزش واقعی بسازید، هم بتوانید آن را درست ارائه کنید، و هم در معرض دیده شدن قرار بگیرید. ارتباطات حرفهای، سافت اسکیلها، پروژه شخصی و حضور پایدار در یک یا چند کانال، چهار ستون اصلی این مسیر هستند.
اگر امروز هیچ پروژهای ندارید، مسیر از «نمونهکار قابل نمایش» شروع میشود. اگر پروژه دارید و میخواهید بهترش کنید، مسیر از «افزایش قدرت مذاکره و ساخت کانالهایی که کارفرما به شما مراجعه کند» ادامه پیدا میکند.
6 پاسخ
اونجاش که گفتی “زیر باد کولر با شلوارک پروژه بگیر” ترکیدم از خنده 😂😂 ولی خب راست میگی، آزادی فریلنسری خیلی حال میده. متنتم انقدر راحت و بیتکلف بود که انگار داشتی باهام چت میکردی. مرسی بابت تجربههات، خیلی کاربردی بود
واقعاً لذت بردم از خوندن این مقاله. قشنگ معلومه تجربه از توش میباره نه فقط حرفای تئوری! مخصوصاً اونجاش که گفتی “اعتماد به نفس داشته باش”، خیلی نیاز داشتم اینو یکی اینطوری رک بگه. مرسی که انقدر واقعی و بیپرده نوشتی
دمت گرم علیرضا! خیلی خوب و صادقانه نوشتی، مخصوصا اونجایی که گفتی “زرنگ باش ولی راستشو بگو” واقعاً زد به هدف. آدم حس میکنه داره پای صحبت یه رفیق باتجربه میشینه، نه یه مقاله رسمی خشک و خالی.
من چند وقته تو فکر فریلنسری سئو بودم ولی نمیدونستم چطوری اولین پروژه رو بگیرم. مقالهت خیلی کامل بود، حس کردم یکی از رفقا نشسته باهام حرف زده 😄 مخصوصاً تجربههات از کارلنسر و پونیشا خیلی کمک کرد. مرسی که بیپرده گفتی ✌️
دمت گرم علیرضا، حرفات دقیقاً همون چیزیه که آدم تو دلش هست ولی بلد نیست درست بچینه. این قسمت ارتباطات خیلی چسبید، واقعاً بعضی وقتا فقط یه گپ توی یه مهمونی میتونه یه پروژه توپ برات بیاره.
دقیقاً همون چیزایی بود که تو ذهنم بود و نمیدونستم از کجا باید شروع کنم. مخصوصاً اونجایی که گفتی “به خودت اعتماد کن و صداقت داشته باش” واقعاً زدی به هدف. دمت گرم انگار یکی باید هولم میداد