یادگیری سئو چقدر طول میکشد؟

 

نگاه اجمالی

🧠 حالت یادگیری سئو 🛠️ منبع یا ابزار اصلی یادگیری 🔥 میزان درگیری عملی ⏳ زمان یادگیری مفاهیم پایه 📈 زمان رسیدن به خروجی واقعی ⚠️ ریسک گیر کردن یا درجا زدن 👤 مناسب چه تیپ فردی است
مطالعه صرف کتاب، بلاگ، مقالات آموزشی کم ۲ تا ۳ ماه عملاً خروجی ندارد بسیار بالا کسی که فقط می‌خواهد با مفاهیم آشنا شود
آموزش ویدئویی یوتیوب، دوره‌های ضبط‌شده کم تا متوسط ۲ تا ۴ ماه نامشخص و ناپایدار بالا افرادی که بدون پروژه جلو می‌روند
وبینار و آموزش زنده وبینارهای آنلاین و ورکشاپ‌ها متوسط ۲ تا ۳ ماه نامشخص و ناپایدار متوسط کسانی که نیاز به تعامل دارند
دوره آموزشی ساختارمند دوره‌های جامع سئو متوسط ۲ تا ۳ ماه ۶ تا ۱۲ ماه متوسط افرادی که نیاز به نقشه راه دارند
شبکه‌های اجتماعی توییتر، لینکدین، اینستاگرام کم پراکنده و نامشخص خروجی واقعی ندارد بسیار بالا افرادی که دنبال نکته‌های سریع‌اند
مطالعه مستندات رسمی مستندات گوگل و منابع رسمی متوسط ۳ تا ۴ ماه ۶ تا ۹ ماه متوسط افراد تحلیلی و دیتامحور
تمرین روی سایت تمرینی سایت شخصی یا آزمایشی زیاد ۲ تا ۳ ماه ۶ تا ۹ ماه کم کسانی که می‌خواهند واقعاً یاد بگیرند
کار روی پروژه واقعی سایت خدماتی یا تجاری واقعی خیلی زیاد ۳ تا ۴ ماه ۹ تا ۱۲ ماه کم افرادی که دنبال سئوکار شدن‌اند
یادگیری ترکیبی (پیشنهادی) دوره + مستندات + پروژه واقعی خیلی زیاد ۲ تا ۳ ماه ۶ تا ۱۲ ماه خیلی کم کسانی که نتیجه واقعی می‌خواهند

دیدگاه شخصی من

من سئو را از حوالی سال ۹۸ شروع کردم و در این سال‌ها عملاً تقریباً هر مدل یادگیری را امتحان کرده‌ام؛ از ویدئو و مقاله و دوره‌های ضبط‌شده گرفته تا آموزش‌های صوتی و یادگیری پروژه‌محور. علاوه بر تجربه شخصی روی سایت‌های واقعی، به بیش از صد نفر آموزش حضوری داده‌ام و از نزدیک دیده‌ام چه کسانی وارد سئو می‌شوند، چه کسانی وسط راه رها می‌کنند و چه کسانی واقعاً رشد می‌کنند.

نکته‌ای که در تمام این سال‌ها برایم شفاف شده این است که تفاوت آدم‌ها نه در دوره‌ای است که دیده‌اند و نه در اسم مدرس؛ تفاوت در نوع برخورد با یادگیری است. آدم‌هایی که مسئله تعریف می‌کنند، تست می‌کنند، اشتباه می‌کنند و اصلاح می‌کنند جلو می‌روند، و بقیه نه. حتی بدترین دوره سئو هم می‌تواند حداقل‌هایی به تو بدهد که اگر بعدش وارد تمرین واقعی شوی، مسیرت ساخته شود؛ اما اگر تمرین نباشد، بهترین دوره‌ها هم فقط حس «بلد بودن» می‌دهند نه مهارت واقعی.

واقعیتی که بعد از این همه سال کار و آموزش برام روشن شده اینه که سئو سهم خیلی کوچکی ازش «دانستنی‌های اولیه» است. شاید چیزی حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد مسیر مربوط به اصول پایه باشد؛ چیزهایی مثل فهمیدن منطق موتور جستجو، ساختار سایت، تحقیق کلمه کلیدی و قواعد کلی on-page. این بخش را تقریباً همه می‌توانند با آموزش یاد بگیرند و اختلاف‌ها معمولاً اینجا شکل نمی‌گیرد.

تفاوت واقعی از جایی شروع می‌شود که وارد دل کار می‌شوی؛ جایی که داده می‌بینی، تصمیم اشتباه می‌گیری، نتیجه نمی‌گیری، برمی‌گردی اصلاح می‌کنی و دوباره تست میکنی. آن ۶۰ تا ۷۰ درصد باقی‌مانده، حاصل تجربه، تمرین و تکرار در یک مسیر طولانی است، نه چیزی که با دیدن چند ویدئو یا گذراندن یک دوره به دست بیاید. سئو بیشتر از اینکه مهارت حفظ‌کردنی باشد، مهارت ساخته‌شدنی است و این ساختن فقط در برخورد واقعی با پروژه و مسئله اتفاق می‌افتد.

مسیر یادگیری سئو واقعی

سرعت یادگیری به شما بستگی دارد

سناریوی اول مربوط به کسی است که فقط آموزش می‌بیند و سایت واقعی ندارد. این فرد معمولاً دوره می‌بیند، ویدئو نگاه می‌کند، مقاله می‌خواند، اما اجرای مستمر ندارد. در این حالت، یادگیری مفاهیم پایه بین ۲ تا ۳ ماه زمان می‌برد، اما توانایی اجرای مستقل سئو عملاً شکل نمی‌گیرد. بعد از ۶ ماه هم معمولاً اعتمادبه‌نفس کاذب وجود دارد ولی خروجی واقعی نه. این مسیر برای شناخت سئو خوب است، اما برای سئوکار شدن کافی نیست.

سناریوی دوم کسی است که سایت شخصی یا تمرینی دارد و روزی حدود ۱ تا ۲ ساعت تمرین هدفمند می‌کند. این رایج‌ترین و سالم‌ترین مسیر یادگیری است. در این حالت، بعد از حدود ۳ ماه علائم اولیه فهم سئو دیده می‌شود، بعد از ۶ ماه می‌توان روی پروژه‌های ساده یا سایت‌های کم‌رقابت نتیجه گرفت و بعد از ۹ تا ۱۲ ماه فرد به سطحی می‌رسد که می‌تواند پروژه بگیرد یا در تیم سئو کار کند. این سناریو همان چیزی است که بیشتر سئوکارهای واقعی از آن آمده‌اند.

سناریوی سوم مربوط به کسی است که از همان ابتدا روی یک سایت واقعی با رقابت متوسط کار می‌کند؛ مثلاً سایت خدماتی یا محتوایی که رقیب دارد. این مسیر سخت‌تر است اما یادگیری عمیق‌تری می‌سازد. معمولاً ۳ تا ۴ ماه طول می‌کشد تا بفهمد چرا بعضی کارها جواب نمی‌دهد، ۶ تا ۹ ماه طول می‌کشد تا اولین نتایج پایدار را ببیند و حدود ۱۲ ماه زمان می‌برد تا به درک عملی قابل اتکا برسد. این مسیر بیشتر از اینکه سریع باشد، «سازنده» است.

سناریوی چهارم مربوط به کسی است که روی سایت رقابتی یا تجاری سنگین کار می‌کند؛ مثلاً فروشگاهی یا حوزه‌های سخت. اینجا یادگیری سئو با صبر گره خورده است. معمولاً ۶ ماه اول فقط صرف جلوگیری از اشتباه و فهم زمین بازی می‌شود، نتایج واقعی بین ۹ تا ۱۸ ماه دیده می‌شود و تسلط نسبی بعد از یک سال به بالا شکل می‌گیرد. این مسیر برای همه مناسب نیست، اما اگر کسی دوام بیاورد، سئو را واقعاً یاد گرفته است.

در حال حاضر در کدام وضعیت هستی؟

در مسیر حرفه‌ای سئو معمولاً با چند جایگاه روبه‌رو هستیم که هرکدام زمان، تجربه و نوع نگاه متفاوتی می‌خواهد.

کارآموز سئو

کارآموز کسی است که تازه وارد این فضا شده و هنوز در حال شناخت مفاهیم پایه است. در این مرحله تمرکز روی یادگیری ساختار سایت، سرچ کنسول، مفاهیم محتوا و اجرای تسک‌های مشخص است، نه تصمیم‌گیری. تبدیل‌شدن به یک کارآموز مفید معمولاً بین ۱ تا ۳ ماه زمان می‌برد، به شرطی که فرد روی سایت واقعی کار کند، نه فقط آموزش تئوری ببیند.

سئوکار جونیور

جونیور کسی است که می‌تواند کار اجرا کند، اما هنوز تصمیم‌های کلیدی را به‌تنهایی نمی‌گیرد. معمولاً on-page، محتوا، لینک‌سازی داخلی و گزارش‌های اولیه را انجام می‌دهد. رسیدن به این سطح برای بیشتر افراد بین ۶ تا ۱۲ ماه زمان می‌برد، اگر تمرین مستمر و پروژه واقعی داشته باشند. کسی که بدون سایت و داده جلو آمده باشد، معمولاً در این مرحله گیر می‌کند.

سئوکار سنیور

سنیور کسی است که می‌تواند تحلیل کند، تصمیم بگیرد و از تصمیمش دفاع کند. فقط اجرا نمی‌کند، بلکه اولویت می‌چیند و می‌داند کدام اقدام ارزش زمان و هزینه دارد. رسیدن به این سطح معمولاً کمتر از ۲ تا ۳ سال تجربه واقعی امکان‌پذیر نیست، مخصوصاً اگر فرد با سایت‌های رقابتی سروکار داشته باشد. سنیور شدن بیشتر نتیجه مواجهه با شکست‌هاست تا یادگیری ابزارهای جدید.

مدیر سئو

مدیر سئو الزاماً بهترین اجراکننده نیست، اما کسی است که تیم، منابع و انتظارات را مدیریت می‌کند. باید بتواند بین سئو، محتوا، فنی و کسب‌وکار تعادل برقرار کند و خروجی قابل گزارش به مدیران بدهد. معمولاً بعد از چند سال تجربه سنیور و کار روی پروژه‌های مختلف، این نقش معنا پیدا می‌کند. بدون تجربه واقعی پروژه، مدیریت سئو بیشتر شبیه حدس‌زدن است تا مدیریت.

استراتژیست سئو

استراتژیست کسی است که قبل از اجرا، مسیر را طراحی می‌کند. او تصمیم می‌گیرد کجا وارد رقابت شود، کجا نه، چه چیزی ساخته شود و چه چیزی حذف شود. این نقش بیشتر از اینکه به ابزار وابسته باشد، به درک بازار، رفتار کاربر و مدل رشد وابسته است. رسیدن به این سطح معمولاً بعد از چندین سال تجربه عمیق، شکست‌های جدی و دیدن پروژه‌های متنوع اتفاق می‌افتد، نه با دوره و مدرک.

چرا بعضی‌ها با وجود گذشت زمان، جلو نمی‌روند؟

مسئله معمولاً کمبود زمان نیست؛ کمبود «تمرین هدفمند» است. یعنی فرد آموزش می‌بیند، اما مسئله واقعی تعریف نمی‌کند، فرضیه نمی‌سازد، اجرا نمی‌کند، نتیجه را نمی‌سنجد. افسانه «۱۰ هزار ساعت» هم همین‌جا آدم را گول می‌زند؛ ساعت تمرین اگر هدفمند و اصلاح‌شونده نباشد، فقط زمان مصرف شده است نه مهارت ساخته شده.

خیلی وقت‌ها مسئله این نیست که فرد تمرین نمی‌کند؛ مسئله این است که تمرینش قابل اندازه‌گیری نیست. نشانه‌های این وضعیت معمولاً واضح‌اند، اگر بلد باشی دنبالش بگردی.

  • کسی که جلو نمی‌رود، معمولاً بعد از هر تغییر دقیقاً نمی‌داند چه چیزی را عوض کرده و چرا.
  • لاگ مشخصی از اصلاحات ندارد، تست‌ها را مستند نمی‌کند و بعد از یکی دو هفته فقط می‌گوید «انگار جواب نداد».
  • سرچ کنسول را باز می‌کند، اما نه برای تحلیل کوئری‌ها یا فهمیدن اینکه کدام صفحه دارد پوشش می‌گیرد؛ فقط رتبه چند کلمه را چک می‌کند و می‌بندد.
  • آموزش می‌بیند، اما هر آموزش جدید جای قبلی را می‌گیرد بدون اینکه چیزی به اجرا برسد.

در مقابل، کسانی که جلو می‌روند معمولاً کار خاص و عجیب‌وغریبی نمی‌کنند؛ فقط مسیرشان شفاف است. می‌دانند آخرین تغییری که داده‌اند چه بوده، انتظار چه اثری داشته و اگر آن اثر دیده نشده، دقیقاً کدام فرضیه‌شان رد شده است.

این تفاوت ظاهراً ساده، همان مرزی است که یادگیری سئو را از مصرف محتوا جدا می‌کند. از این نقطه به بعد، زمان عامل تعیین‌کننده نیست؛ نوع مواجهه با داده و تصمیم‌گیری است که مشخص می‌کند چه کسی بعد از یک سال سئوکار می‌شود و چه کسی بعد از چند سال هنوز درجا می‌زند.

هوش مصنوعی: شتاب‌دهنده یادگیری

هوش مصنوعی اگر درست استفاده شود، می‌تواند سرعت یادگیری سئو را به‌شکل محسوسی بالا ببرد؛ نه به این معنا که مسیر را کوتاه کند، بلکه به این معنا که آزمون و خطا را سریع‌تر و ارزان‌تر کند. AI سئوکار نمی‌سازد، اما می‌تواند نقش دستیار دائمی را بازی کند؛ دستیاری که کمک می‌کند مسئله را واضح‌تر تعریف کنی، فرضیه بسازی و سناریوهای مختلف را قبل از اجرا بررسی کنی.

بیشترین ارزش AI در سئو، نه در تولید محتوا، بلکه در «فکر کردن کنار تو» است. از تحلیل ساختار یک صفحه و پیشنهاد سناریوهای بهبود گرفته تا کمک در طراحی تست‌ها، نوشتن لاگ تغییرات، یا حتی شبیه‌سازی این‌که اگر یک تصمیم خاص را بگیری، چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که خیلی‌ها گیر می‌کنند و به‌جایش فقط محتوا مصرف می‌کنند.

البته استفاده غلط از هوش مصنوعی همان‌قدر خطرناک است. اگر AI جای مشاهده داده و تصمیم‌گیری واقعی را بگیرد، نتیجه‌اش همان اعتمادبه‌نفس کاذبی است که در مسیر یادگیری سئو زیاد دیده می‌شود. هوش مصنوعی باید به تصمیم کمک کند، نه اینکه تصمیم را از تو بگیرد. کسی که با AI فقط خروجی می‌سازد ولی تحلیل نمی‌کند، معمولاً سریع‌تر به بن‌بست می‌خورد، نه جلوتر.

در عمل، هوش مصنوعی می‌تواند فاصله بین «آموزش» و «تمرین هدفمند» را کم کند؛ اما همچنان این تو هستی که باید تصمیم بگیری، اجرا کنی و نتیجه را بسنجی. اگر این نقش‌ها جابه‌جا نشوند، AI می‌تواند یکی از مفیدترین ابزارها در مسیر یادگیری و حرفه‌ای شدن در سئو باشد.

مسیر پیشنهادی برای شروع از صفر

ماه اول: آشنایی با سئو و نگاه گوگل به سایت

ماه اول فقط برای این است که زمین بازی را بشناسی. در این مرحله با مفهوم سئو آشنا می‌شوی، می‌فهمی موتور جستجو چه انتظاری از یک سایت دارد و چرا بعضی سایت‌ها دیده می‌شوند و بعضی نه. سرچ کنسول را راه‌اندازی می‌کنی تا یاد بگیری داده واقعی یعنی چه، نه حدس. همزمان مفاهیم پایه‌ای مثل ایندکس‌شدن، crawl، ساختار سایت و هرس محتوا را در حد کاربردی می‌شناسی؛ نه حفظ‌کردنی.

ماه دوم: تحقیق کلمات کلیدی و سئو محتوا

در ماه دوم وارد هسته تصمیم‌گیری سئو می‌شوی. تحقیق کلمات کلیدی را نه به‌عنوان لیست، بلکه به‌عنوان ابزار فهم نیاز کاربر یاد می‌گیری. سئو محتوا اینجا یعنی تشخیص اینکه چه زمانی مقاله لازم است و چه زمانی نه. یاد می‌گیری محتوا چطور باید به یک intent مشخص پاسخ بدهد، نه اینکه فقط طولانی و پرکلمه باشد.

ماه سوم: on-page، لینک‌سازی داخلی و آموزش سایت‌مپ

ماه سوم زمان سر و شکل‌دادن به محتواست. یاد می‌گیری on-page یعنی هماهنگ‌کردن عنوان، ساختار، متن و لینک‌ها برای قابل‌فهم‌شدن صفحه. لینک‌سازی داخلی را به‌عنوان ابزار هدایت اعتبار یاد می‌گیری، نه صرفاً لینک‌دادن تصادفی. سایت‌مپ را می‌شناسی تا بفهمی چطور صفحات مهم را به گوگل معرفی کنی.

ماه چهارم: سئو تکنیکال، سرعت سایت و امنیت

از این ماه سئو از حالت آموزشی خارج می‌شود و جدی‌تر می‌شود. با مفاهیم پایه سئو تکنیکال آشنا می‌شوی تا بفهمی مشکلات فنی چطور جلوی رشد را می‌گیرند. سرعت سایت را در حد تصمیم‌گیری یاد می‌گیری، نه تنظیمات وسواسی. امنیت سایت، SSL و مفاهیم کلی را می‌شناسی تا بدانی چه چیزهایی ضروری‌اند و چه چیزهایی اغراق‌شده..

ماه پنجم: سئو خارجی، آف‌پیج و آنالیتیکس

در ماه پنجم وارد فضای بیرونی سایت می‌شوی. سئو خارجی را به‌عنوان مفهوم اعتماد و سیگنال بیرونی می‌شناسی، نه خرید لینک کور. آف‌پیج را در حد شناخت ریسک‌ها و فرصت‌ها یاد می‌گیری. همزمان با آنالیتیکس و تگ منیجر آشنا می‌شوی تا بتوانی رفتار کاربر را بفهمی و فقط به رتبه خیره نشوی.

ماه ششم: گزارش‌دهی، قرارداد، درآمد و مکمل‌ها

ماه آخر ماه جمع‌بندی و بالغ‌شدن است. یاد می‌گیری چطور گزارش سئو بنویسی که قابل فهم و قابل دفاع باشد. با پروپوزال‌نویسی و قرارداد سئو آشنا می‌شوی تا بدانی سئو فقط اجرا نیست، مسئولیت هم هست. مسیرهای کسب درآمد از سئو را می‌شناسی و در کنار آن با مکمل‌هایی مثل CRO و استفاده هوشمندانه از هوش مصنوعی آشنا می‌شوی؛ نه به‌عنوان جایگزین فکر، بلکه به‌عنوان ابزار.

سوالات متداول

  • از کجا بفهمم مسیر یادگیری‌ای که انتخاب کردم واقعاً داره جواب می‌ده؟

اگر بعد از ۳ تا ۶ هفته بتوانی یک تغییر مشخص روی یک صفحه انجام بدهی و اثرش را در سرچ کنسول (impressions، کوئری‌ها، کلیک‌ها) ببینی، مسیرت درست است. اگر فقط محتوا مصرف می‌کنی و هیچ چیزی قابل اندازه‌گیری در دیتایت تغییر نمی‌کند، عملاً داری سرگرم می‌شوی نه یاد می‌گیری.

  • اگر سایت ندارم، بهترین راه اینه که چی کار کنم تا یادگیری‌ام واقعی بشه؟

یک سایت تمرینی بساز یا یک سایت کوچک از نزدیکان را با مسئولیت کامل بگیر. سئو بدون سایت واقعی مثل یادگیری شنا با دیدن ویدئو است. حتی یک سایت ساده با ۱۰ صفحه کافی است که چرخه تصمیم → اجرا → اندازه‌گیری را تجربه کنی.

  • روزی چند ساعت برای یادگیری سئو کافی است که فرسوده نشم؟

برای اکثر آدم‌ها ۶۰ تا ۹۰ دقیقه تمرین هدفمند در روز بهتر از ۵ ساعت مطالعه پراکنده است. مهم‌تر از زمان، اینه که هر جلسه یک خروجی داشته باشد: یک تحلیل، یک تغییر، یک تست یا یک یادداشت نتیجه.

  • چه زمانی باید از «آموزش» عبور کنم و وارد «کار واقعی» بشم؟

وقتی توانستی ۳ کار را بدون کمک انجام بدهی: یک مشکل ایندکس را علت‌یابی کنی، برای یک کوئری نوع صفحه درست انتخاب کنی، و اثر تغییرات را در داده تحلیل کنی. اگر این سه‌تا را داری، ادامه مسیر باید پروژه‌محور باشد نه دوره‌محور.

  • بهترین ترتیب یادگیری ابزارها چیه که گیج نشم؟

اول سرچ کنسول، بعد یک ابزار کروال (مثل Screaming Frog یا مشابه)، بعد آنالیتیکس. ابزارهای سنگین‌تر مثل Ahrefs/SEMrush وقتی ارزش دارند که سؤال مشخص داشته باشی. ابزار بدون سؤال فقط شلوغی تولید می‌کند.

  • اگر بعد از ۳ ماه هیچ نتیجه‌ای نگرفتم یعنی سئو بلد نیستم؟

نه الزاماً. اول باید ببینی «نتیجه» را چی تعریف کرده‌ای. برای سایت‌های قدیمی، افزایش impressions و پوشش کوئری‌ها در ۲ تا ۳ ماه طبیعی است. اگر حتی این‌ها هم تکان نخورده، معمولاً مشکل یکی از این‌هاست: ایندکس/کروال، نیت محتوا، یا ساختار داخلی و لینک‌دهی.

  • برای اینکه جونیور حساب بشم، حداقل چه خروجی‌هایی باید داشته باشم؟

بتوانی یک صفحه را از تحقیق تا ساختاردهی تا on-page کامل ببری جلو، لینک‌سازی داخلی منطقی انجام بدهی، یک گزارش ساده از سرچ کنسول بنویسی و از تصمیم‌هایت دفاع کنی. داشتن مدرک یا گذراندن دوره به‌تنهایی معیار جونیور بودن نیست.

  • سئو تکنیکال را از کجا شروع کنم که تبدیل به وسواس سرعت و ابزار نشه؟

با چیزهایی شروع کن که مستقیم «قابل مشاهده» و «اثرگذار» هستند: وضعیت ایندکس، تگ‌های canonical، ریدایرکت‌ها، صفحات تکراری، و خطاهای مهم کراول. سرعت و Core Web Vitals را وقتی جدی کن که مشکل واقعی‌اش را در تجربه کاربر یا افت عملکرد ببینی، نه صرفاً چون ابزارها نمره داده‌اند.

جمع بندی

اگر بخواهم همه‌ی این بحث را در یک تصویر خلاصه کنم، سئو مسیری نیست که با «دانستن» جلو برود؛ مسیری است که با «تصمیم‌گرفتن در شرایط واقعی» ساخته می‌شود. یادگیری مفاهیم پایه زمان زیادی نمی‌خواهد و تقریباً همه می‌توانند آن بخش را طی کنند، اما جایی که مسیرها از هم جدا می‌شود، همان نقطه‌ای است که باید مسئول نتیجه کارت باشی، با داده فکر کنی و بپذیری که بعضی تصمیم‌ها جواب نمی‌دهند.

اینکه یادگیری سئو چقدر طول می‌کشد، سؤال درستی است، اما جوابش عدد ثابت ندارد. برای کسی که فقط آموزش می‌بیند، سئو هیچ‌وقت «واقعی» نمی‌شود. برای کسی که روی سایت تمرینی یا پروژه واقعی کار می‌کند، معمولاً بعد از چند ماه نشانه‌های فهم دیده می‌شود و بعد از حدود یک سال می‌شود به خروجی قابل اتکا رسید.

اگر بعد از خواندن این مقاله بتوانی جای خودت را در مسیر تشخیص بدهی، بفهمی کدام مرحله را واقعاً رد کرده‌ای و کجا فقط فکر می‌کنی جلو رفته‌ای، مقاله کارش را کرده است. از اینجا به بعد، مهم نیست دقیقاً چند ماه یا چند سال طول می‌کشد؛ مهم این است که بدانی هر قدمی که برمی‌داری، باید قابل توضیح، قابل سنجش و قابل اصلاح باشد. سئو برای کسانی جواب می‌دهد که حاضرند این مسئولیت را بپذیرند، و برای بقیه، صرفاً مجموعه‌ای از آموزش‌ها باقی می‌ماند.

علیرضا ادیب نیا

علیرضا ادیب نیا

متخصص سئو و رشد کسب و کار در گوگل

فهرست عناوین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *